اخبار

گرمخانه ای کوچک؛ پناهگاه شب‌های سرد

در تمام مدتی که در جست‌وجوی آمار گرمخانه‌ها و سرپناه‌ها بودم، به سرنوشت آن ۲ کارتن خوابی که دیده بودم، فکر می‌کردم. آنها یا بی سرپناهان دیگری که در گرما و روشنای روز شاید کم‌تر دیده شوند یا اصلاً کسی متوجه حضور‌شان نشوند، اما وای از شب سردی که فرا برسد، شبی که برای دیگران شروع آرامش و استراحت است، برای آن ۲ نفر و امثال آنها به دیوی ترسناک و بلعنده می‌ماند که هر از گاهی زیر سقف بُرنده آسمان، بعضی از آنها را در خود فرو می‌کشد. مردگان بی جانی کنار خیابان ...

صدای قزوین، چند وقت پیش، فکر می‌کنم اواخر پاییز بود که مجبور شدم برای مراجعه به یکی از سالن‌های ورزشی حاشیه شهر، صبح زود از خانه بیرون بزنم. از تاکسی پیاده شدم و مسیر را قدم زنان طی کردم، طبق معمول به اطراف نگاه می‌کردم که متوجه تکان خوردن یک شیء مقوایی در حاشیه پل شدم، نزدیک‌تر رفتم و صحنه ای دیدم که تا چند هفته مدام جلوی چشمم بود؛ 2 معتاد با چند سرنگ وته سیگار و چیزهای دیگر در کنارشان، زیر یک کارتن از سرما می‌لرزیدند. کمی که از دور نگاهشان کردم سر و کله یک کارگر فضای سبز شهرداری پیدا شد، با حضور او به خودم جرات دادم و به این 2 کارتن خواب نزدیک شدم، پرسیدم چرا اینجا خوابیدید؟ بلافاصله از سؤالی که پرسیدم پشیمان و شرمنده شدم. آنها هم انگار می‌دانستند سؤال مسخره ای است، جوابی ندادند و چشم‌های نیمه بازشان را با بی تفاوتی بستند. حتی نمی‌دانستم چه عکس العملی نشان بدهم، فقط به این فکر می‌کردم که مگر می‌شود در این شهر هیچ جایی برای نگهداری و مراقبت از این افراد نباشد؟ از چند نفری پرس‌وجو کردم و فهمیدم قزوین فقط یک گرمخانه مخصوص معتادان دارد.آن هم به‌طور خصوصی اداره می‌شود.گرمخانه‌ها مراکزی هستند که توسط اشخاص خیرخواه، سازمان‌های دولتی یا سازمان‌های مردم نهاد برای پناه دادن به معتادان بی سر پناه و بی خانمان، خصوصاً در فصول سرد سال تعبیه می‌شوند.
گرمخانه ای شخصی
«اشرف درویشوند» صاحب تنها گرمخانه استان است که تحصیلات روانشناسی دارد و تحقیقات مفصلی در حوزه اعتیاد انجام داده است. او درباره شکل گیری این گرمخانه در قزوین گفت: از حدود 10 سال پیش و طی تحقیقاتی که انجام می‌دادم، وارد پاتوق‌های معتادان شدم؛ با کمک افراد دیگر، پکیج‌های بهداشتی شامل سرنگ، پد و ابزارهای پیشگیری کننده از انتقال بیماری‌ها را میان معتادان توزیع و سرنگ‌ها و وسایل استفاده شده را مجدداً جمع آوری می‌کردیم. در همین حین و با بزرگ‌تر شدن حلقه معتادانی که ما را می‌شناختند و به ما پناه می‌آوردند، پس از آنکه زمستان 2 سال پیش 4 نفر از این افراد بر اثر سرما جان خود را از دست دادند، با هزینه شخصی اقدام به اجاره محل کنونی و تشکیل این گرمخانه کردم تا حداقل کسانی که واقعاً جایی ندارند و بی سر پناه هستند در هوای سرد، شب را زیر یک سقف به صبح برسانند.درویشوند ادامه داد: با هزینه 20 میلیون تومان و در منطقه ای روبه‌روی شهرک عارف قزوین نزدیک به پل امام علی(ع) مکانی را اجاره کردم، با ارگان‌های مختلفی وارد مذاکره شدم تا کمکی به این گرمخانه کنند. با سردی هوا و افزایش تعداد مراجعان، تخت‌ها را جمع کردیم تا افراد بیش‌تری زیر پوشش باشند ولی با نهایت تأسف هر شب حداقل 10 نفر از کسانی که به این مکان پناه می‌آورند به دلیل نبود جای کافی، برمی‌گردند.درویشوند درباره امکانات و نحوه اداره گرمخانه گفت: در این گرمخانه مددکاران و مشاوران فعالیت می‌کنند و پیوسته در حال مشاوره و روانشناسی معتادان هستند. از طرفی با توجه به شیوع شپش، به استحمام هر شبه آنها تاکید و رسیدگی می‌شود و لباس و پتو در اختیارشان قرار می‌گیرد. در همین زمینه مرکز بهداشتی شهید بلندیان همکاری‌های لازم را با ما انجام داد و شامپوهای رایگان در اختیار گرمخانه قرار داد. خیلی از این معتادان دارای بیماری‌هایی هستند که در این گرمخانه به وجود آنها پی برده شد و تا کنون اقدامات لازم به‌منظور درمان و حتی جراحی آنها انجام گرفته است.
نه بگوییم!
درویشوند که هم اکنون در 40 محله در حال انجام طرح‌های پیشگیری از اعتیاد و آموزش«نه گفتن» به کودکان است، ادامه داد: علاوه بر این‌که حدود 300 معتاد تزریقی در پاتوق‌ها زیر پوشش و نظارت هستند، تا کنون 15 زن را که تمایل به‌ترک داشته‌اند، با هزینه شخصی به کمپی در کرج فرستاده ایم.
همچنین برادر خانم درویشوند که خود از نیکوکاران فعال استان است، غذا و خوراک این افراد را تامین می‌کند و تا کنون 100 نفر از معتادانِ بهبود یافته را در واحدهای مختلف مشغول به کار کرده است.
این زن خیرخواه که به گفته خودش از تحقیقات و مرحله پیشگیری وارد مراحل درمان شده و در مسیر انسانیت، با همه سختی‌ها و فراز و نشیب‌ها، قدم بر می‌دارد، با اشاره به این‌که سازمان بهزیستی در پرداخت حق الزحمه مددکاران به این گرمخانه کمک می‌کند، گفت: این گرمخانه در این روزهای سرد به سختی حدود 45 نفر را در خود جای داده و به شدت نیازمند رسیدگی و کمک مسئولان است.
مدرسه‌ای که گرمخانه می‌شود
یکی از اعضای شورای شهر، از وجود یک گرمخانه دولتی هم در استان خبر داد و گفت: در خیابان نواب شمالی مجموعه کوچکی با ظرفیت حدود 10 نفر، از معتادان حمایت می‌کند؛ با توجه به انتقال مرکز BIC به آن منطقه، امکان کمک رسانی به آنها بیشتر شده و در رایزنی‌هایی که با فرمانداری انجام شد و همچنین با توجه به این‌که آن ناحیه مزیت دوری از حریم شهر را داراست، مدرسه ای متروک را در آن حوالی شناسایی کردیم که اگر آموزش و پرورش همکاری‌های لازم را انجام دهد و آن مدرسه را برای ایجاد گرمخانه اهدا کند، قطعاً تا حدود زیادی، مشکل کمبود جا رفع خواهد شد.«سید کاظم مجابی» با اشاره به این‌که تلاش‌ها بر این بود تا قبل از آغاز فصل سرما این گرمخانه‌ها سر و سامان بگیرند، از ناکامی در این زمینه گفت و ادامه داد: شهرداری قزوین ماهانه مبلغی حدود 20 میلیون تومان را به دادگستری استان، به‌عنوان متولی ساماندهی و نگهداری بخشی از معتادان پرداخت می‌کند و طبق آمار موجود 500 معتاد که شرایط مناسبی ندارند توسط این نهاد به طرق مختلف پوشش داده شده‌اند، اما همچنان در تاسیس گرمخانه‌ها و مدیریت صحیح این پروسه مشکل داریم. وی گفت: در جلسه ای که سال گذشته با حضور نهادهای مختلف شامل نیروی انتظامی، شهرداری، دادستانی، بهزیستی و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی داشتیم، قرار بر این شد که این افراد آسیب دیده، ساماندهی شوند و تحت پوشش قرار بگیرند. تا چند ماه هم این روند ادامه داشت اما به دلیل هزینه‌های سرسام‌آور و مشکلات دیگر، تا حدودی این حمایت‌ها کاهش پیدا کرد و سرانجام مقرر شد شهرداری هر شهر، با اختصاص مبلغی این افراد را حمایت کند.مجابی در پایان با تایید وجود کم و کاستی‌های بسیار و بی برنامگی در این باره، از پیگیری‌ها گفت و تاکید کرد: مساله سرپناه بی خانمان‌ها و معتادان دغدغه ماست و هر تلاشی لازم باشد در این زمینه انجام خواهیم داد.
شب‌های سرد زمستان
در تمام مدتی که در جست‌وجوی آمار گرمخانه‌ها و سرپناه‌ها بودم، به سرنوشت آن 2 کارتن خوابی که دیده بودم، فکر می‌کردم. آنها یا بی سرپناهان دیگری که در گرما و روشنای روز شاید کم‌تر دیده شوند یا اصلاً کسی متوجه حضور‌شان نشوند، اما وای از شب سردی که فرا برسد، شبی که برای دیگران شروع آرامش و استراحت است، برای آن 2 نفر و امثال آنها به دیوی ترسناک و بلعنده می‌ماند که هر از گاهی زیر سقف بُرنده آسمان، بعضی از آنها را در خود فرو می‌کشد. مردگان بی جانی کنار خیابان که معلوم نیست چند نفرشان سر خورده از گرمخانه ای که جایی برای آنها نداشت به خیابان باز گشتند، همان‌هایی که قرار بود به چشم بیمار دیده شوند اما ناگهان و گاهی با بی رحمی، همه چیز تمام می‌شود و زندگی ضربدری درشت رویشان می‌کشد.